همهمه ی یک ذهن مسدود

متن مرتبط با « خلق» در سایت همهمه ی یک ذهن مسدود نوشته شده است

  • نیلوبلاگ

    برون مى شوماز حسرت ديروزچون دارمت امروز!تو خواستنى هستىو من همبه دل دارمت امروز!عمرم به خيال روى توسپر گشتچو جان دارمت امروزو هر روز! در ذهن من وچون جان عزيزىاى پاره ى تنعزيزِ هر روز!شيما مجيدى بخوانید...

    ادامه مطلب
  • آغاز

  • نیلوبلاگ

    xa0دانى كه رسيدنت بقاxa0بود مراآغشته به عطر و ماجرا بود مرادانى، تو مرا ز غم رها مى دارى؟امنيت خاطرى مرا، مى داني؟xa0شيما مجيدى...

    ادامه مطلب
  • این تکرار

  • نیلوبلاگ

    دلم آبستن مرگ است می دانی؟ دلم را در تلاءلوهای این گرداب می خوانی؟ دلم تنها، دلم آشوب و پر درد است تو می دانی؟ چرا در خواب می مانی؟ دلم آشفته تر، از عالم و آدم گریزانم چنین مردن روا باشد، تو که جانی! ولی اینجا و پنهانی، غریب و ساکت و سرد و غزل خوانی بدان ای یار ای آوار این تکرار این تکرار می مانی؟ xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0"شیما مجیدی" ...

    ادامه مطلب
  • غرق شدن

  • نیلوبلاگ

    غرق شدن در هوای یار کجا غرق شدن در انتظار کجا آمدن در میان جمع ما با سری در انفجار کجا غرق شدن درون یک خوشی با شدن درون خار کجا غرق شدیم و می شویم بارها اين كجا و درد هربار كجا "شيما مجيدى" ...

    ادامه مطلب
  • این تکرار

  • نیلوبلاگ

    دلم آبستن مرگ است می دانی؟ دلم را در تلاءلوهای این گرداب می خوانی؟دلم تنها، دلم آشوب و پر درد است تو می دانی؟ چرا در خواب می مانی؟ دلم آشفته تر، از عالم و آدم گریزانم چنین مردن روا باشد، تو که جانی! ولی اینجا و پنهانی، غریب و ساکت و سرد و غزل خوانی بدان ای یار ای آوار این تکرار این تکرار می مانی؟ xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0"شیما مجیدی" ...

    ادامه مطلب
  • ساز

  • نیلوبلاگ

    xa0 من باز به پرواز نزدیکترم به نغمه و آواز نزدیکترمآری دل پر شور و نوایم، بندهبه آرشه ی این ساز نزدیکترمگاهی که رها هستم و گاهی دورم به تو ای سازک دلباز نزدیکترم "شیما مجیدی"...

    ادامه مطلب
  • جهان عشق

  • نیلوبلاگ

    xa0 سوریه، عراق، ترکیه، جهان پر از جنگ برکنار دل خوش به طراوت عشقم، ماه من xa0فارغ ز هوای دمشقم، ماه من جنگ، بمب، کشتار و وحشت است، اما با تو من به باغ بهشتم،xa0ماه من xa0کشورم پر از مصیبت و غم، داغ است xa0با مردم شوم سرشتم، ماه من تشنه است کشورم از جنوب و غرب، هرجا باز هم ز صلح نوشتم، ماه من خشکسالیست و آینده مان نامعلوم اینچنین به باغ بهشتم، ماه من جنگ به دنیا و دعوای قدرت است اما بخوان ترانه ی عشقم، ماه من جهان، مصیبتِ بار آمده ز انسان است ببند تو پلک های چشمم، ماه من xa0 "شیما مجیدی" xa0 xa0...

    ادامه مطلب
  • انزوا

  • نیلوبلاگ

    xa0 به دور خود، مِیل به پیله بستن داشت چو کرم های ابریشم، چنین می پنداشت که سر ز پیله باز خواهد کرد روزی نو ز حبس هایxa0ابد،xa0سرِ گسستن داشت وxa0کرمِ کوچک این خانه تار تنید تمام روزنه ها پُر، امید رستن داشت دلش به خلوت خود، خو گرفت و تنها ماند ز فکرهای های رهایی، خیال جَستن داشت و کرم کوچک پیله، به دوری عادت کرد گهی خیال رهایی، گهی نشستن داشت و فکرهایxa0نهایی ادامه خواهد داشت چرا که کرم کوچک، غم شکستن داشت xa0 xa0 xa0"شیما مجیدی" xa0 xa0 xa0...

    ادامه مطلب
  • شادی

  • نیلوبلاگ

    xa0 من که خرسندم و دلشادم و این دلخوشیم لحظه هایم همه را شاد و غزل خوان کرده ست نه به یک جا بند و نه ز خود، باخبرم شور دیروز که این لحظهxa0فراخوان کرده ست حال امروز دگرگون شده، عاشق شده ام آری امروز مرا، شوق تو شادان کرده ست من ز خود بی خبر و پای ز سر، سوی توام آنچه چشم دگران، یکسره حیران کرده ست عشق من، با همه ی جان و دلم آنِ تو باد ای که دوریت، مرا سخت پریشان کرده ست xa0 xa0 "شیما مجیدی"...

    ادامه مطلب